خرید بک لینک

اه از سر  گذشت!!!


شد سرگذشت!!!


حيف بي دقت گذشت!!!


اما گذشت!!!


تا که خواستيم يک دو روزي فکر کنيم


بر در خانه نوشتند: فلاني در گذشت!!!

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

روزهای رفته زندگی را ورق می زنمچه خاطراتی که زنده نمی شوندچه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشودچه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشتچه فکرها که آرامم کردچه فکرها که روحم را ذره ذره فرسودچه لبخندهایی که بی اختیار بر لبانم نقش بستچه اشک هایی که بی اراده از چشانم سرازیر شدچه آدم ها که دلم را گرم کر

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44



 کاش به جاي پاييز، تو با مهر مي آمدي... 


http://axmax98.ir/wp-content/uploads/2016/09/IMG_20160922_122107.jpg



برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.دلتنگی که فاصله را نمی فهمد! نزدیک باشی و اما دور…دور…دور! تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است. تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند… پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند! فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

امشب همه چیز رو به راه است همه چیز آرام…..آرام … باورت می شود ؟ دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم “با یاد تو” تو نگرانم نشو ! همه چیز را یاد گرفته ام ! راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم ! یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ! تو نگ

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

شروع می کنم به از تو نوشتن کاغذ مست می گردد .. قلم به رقص در می آید نمی دانم چرا هر وقت می خواهم چیزی از تو بر روی کاغذ بیاورم واز تو بنویسم وجودم،قلمم،کاغذم همه و همه به وجد می آییم. عزیزم!تمام شب در خیالت گریستم هنوز پاییز چشمانت را روی شاخه های سرد انتظار جستجو می کنم نمی دانی چقدر محتاج توام.هنو

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

دل سوختن؟ رسم عاشقی این نیست که تک و تنها بسوزی و دیگر نمانی، ... کاش می دانستیم که زودتر از ما، عشق ماست که برای دوری ما می سوزد و می سازد... کاش می فهمیدیم که قدر بودن، قدر عاشقی، قدر عشق چیست و چقدر است، کاش بیراه نمی رفتیم و می ماندیم چون روز اول، عاشق، عاشق، ...بازی با کلمات قشنگ است، بازیگری ح

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

مرا بپوشسر دو راهى ماندن و رفتن؛دوره كنسياهترين شب چشمانم را؛هراس ماندن رااز دستهايم بگير و بنشانمبر گلهاى قالى عشق.پروانه پروانهعشق سنجاق كنبر پهناى ديوار تنهاييم وبگذار سكوت ببارددر خلوت حضور قاصدكها.بر عكسهاى سياه و سفيدمكمى رنگ لبخند بپاش وبه نگاهم اصرار كن

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

تو فقط میخواهی
که خودم کوچ کنم از شهرت...
تو خیالت راحت...
میروم از قلبت....
می شوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی....
و به خود می گویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق ولی
برنمی گردم ، نه....
می روم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و
حرمت دارد....

Image result for ?پاییز طلایی?

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

از لحظه های ناب دیروز هرچه بگویمکم استاماحالمی خواهم ازاحوال امروزم بگویم:ذره ذره سلولهای تنمهنوز در شوک دیدار دیروزندهنوز احساسِ لمس داغی پوستت بروزنه های وجودمدرحال فوران استدیشب با همین احساس بی نظیرباتو به رویا رفتمتوکنارم بودیبااینکه فاصله داشتیمگفته بودم هرچه بیشتر ببینمتبیشتر دلتنگت میشوماین

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 12:44

صفحه بندی